|
تو به من خندیدی و نمی دانستم
من ان مسافری که زسفرجز غم و اندوه ندارد.بارچمدانم هم درد.سفرم از سر جبر.دل من مثل حباب که به هیچش نخرند.چاره ای نیست به جز باور دردکه فراموش کنم خواهش دل.که بخشکانماز ریشه ی گل عاطفه را.جریان را بکشانم به ثبات. سر کشم جام شرابمست و بیهوش در این دورخراب. اه این گونه مگر بگذرد ایم فراق
بذار خيال كنم هنوز ترانه هامو ميشنوي به سفارش یه دوست ناآشنا(من)
كاش درد جدايي بي تو بودن بي تو ماندن ساده بود |
About![]()
تا حالا شنیدید ...........یکی بگه ...........من عاشق .......عشق شدم؟
Home
|