|
تو به من خندیدی و نمی دانستم + نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 11:11 توسط عاشق تنها |
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 18:36 توسط عاشق تنها |
من ان مسافری که زسفرجز غم و اندوه ندارد.بارچمدانم هم درد.سفرم از سر جبر.دل من مثل حباب که به هیچش نخرند.چاره ای نیست به جز باور دردکه فراموش کنم خواهش دل.که بخشکانماز ریشه ی گل عاطفه را.جریان را بکشانم به ثبات. سر کشم جام شرابمست و بیهوش در این دورخراب. اه این گونه مگر بگذرد ایم فراق
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 18:34 توسط عاشق تنها |
بذار خيال كنم هنوز ترانه هامو ميشنوي به سفارش یه دوست ناآشنا(من) + نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 18:28 توسط عاشق تنها |
كاش درد جدايي بي تو بودن بي تو ماندن ساده بود
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 18:27 توسط عاشق تنها |
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 18:20 توسط عاشق تنها |
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 18:20 توسط عاشق تنها |
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 18:18 توسط عاشق تنها |
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 18:1 توسط عاشق تنها |
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 17:58 توسط عاشق تنها |
|
| |||||